![]() |
![]() |
|
| نوشته های روزانه یک دانشجوی برق-الکترونیک |
تو خونه موندن منو مریض می کنه بخصوص اگه مجبور باشم درس بخونم، حالا بگذریم که درس هم نخوندم. خب تو همه وبلاگ ها الان صحبت از برف و آدم برفی و این حرفاس. راستش اولش که فهمیدم تو شهر زادگاهم بابل بعد از نزدیک ۱۴ سال یه برف درست و حسابی اومده مثل همه بابلی ها خوشحال شدم. اما امروز که با مادرم صحبت می کردم و از قطعی گاز برام گفت و اینکه دیشب عده ای از اقوام برای اینکه منجمد نشن تو خونه ما شب رو به صبح رسوندن چون خونه ما از معدود جاهایی بود که گاز داشت!فقط یه علامت سوال بزرگ تو ذهنم شکل گرفت. چرا؟ تازه الان تو تهران هم حتی بعضی از جاها گاز ندارن. راستی ما تولیدکننده دوم گاز تو دنیا هستیم.نه؟ صادر می کنیم؟ به کجا؟ به چه قیمت؟ چرا؟ امروز هم که تعطیل بود ،تعطیلی که به مذاق خیلی ها خوش اومد، ملت تن پرور ایران باز هم از یه تعطیلی ناگهانی دیگه به وجد اومدن.حتی کارمندان بانکها در کمال وقاحت اعتراض خودشون رو به اینکه چرا تعطیل نشدن اعلام کردن! کسی به دلیل اصلی تعطیلی توجه نکرد. گاز! این تعطیلی فقط برای این بود که از مصزف گاز کاسته بشه،که حتی این حربه هم در بعضی از مناطق کشور جواب نداده. یه علامت سوال دیگه (؟) .چرا؟ واقعا چرا؟ جالبه وقتی که در یک دانشگاه از ۳ ماه قبل برنامه های امتحانی ریخته میشه ،براحتی چندین امتحان در دو روز لغو میشه . نمیدونم برنامه ریزی چند تا از بچه ها تا حالا به هم ریخته. چندتا از بچه های شهرستان که قرار بود کنکور ارشدشونو تو شهر زادگاهشون بدن الان مجبورند تا آخر امتحانات معوقه در تهران بمانند. و عجیب تر از همه اینها اینه که مردم تنبل و تن پرور از این تعطیلی ها خوشحالن و نشستن به تماشای برنامه های تلویزیون . تازه امروز عصر شنیدم که امتحان های ۲۷ و ۳۰ دیماه دانشگاهها هم تعطیل شده. نمی دونم کسی که این تعطیلیها رو اعلام کرده تا حالا کجا بوده؟ چرا همچنین تصمیمی درست یک هفته قبل باید اعلام بشه؟ چندتا امتحان دیگه باید عقب بیفته. چند تا برنامه ریزی دیگه باید به هم بریزه؟... امروز می خواستم بلیت قطار رو به صورت اینترنتی بخرم! ها ها! فهمیدم که باید اول عضو سایت بشم. خب تا اینجاش مثل کشور های متمدن پیش رفت. بعد از اتمام مراحل عضویت و وارد کردن مشخصات صفحه ای پیش روم باز شد که منو به خنده تلخی واداشت. نوشته بود که عضویتی که در همه جای دنیا در همون لحظه تایید میشه بعد از یه روز کاری تایید شده و به من میل میزنن!!! متوجهید که یه روز کاری یعنی پس فردا (اگه تعطیلی ادامه پیدا نکنه!) و فکر نکنم تا اون موقع بلیتی مونده باشه که من بخوام پیش خرید کنم! بازم یه علامت سوال .چرا؟؟؟؟؟؟؟ تازه حوصله ندارم راجع به میل استادها ، توصیه نامه های اینترنتی،لغو قرارهام و قضایای ذیگه ای که بخاطر این دو روز تعطیلی برام پیش اومد حرفی بزنم . فقط می خوام یه چیز بگم.
چرا؟... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 21:21 توسط آرتا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ تنها مکانی است برای بیان دغدغه ها ، درد دل ها و اتفاقات روزانه . . .
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
فیلم، تئاتر و سینما! آشپزی! |
| پیوندها |
|
عصیان(محیا) خلوتگاه شقایق عکسخانه(جواد بیژنی) liberta(میثم میرهادی) و خداوند معجزه میکند...(نسیم) شاید روزی خورشید بتابد...(پاشا) |
|
RSS
|