تبليغاتX
روزنوشت
نوشته های روزانه یک دانشجوی برق-الکترونیک
   

    مدتهاست که یه شب یلدای درست و حسابی نداشتم! امشب هم چند جا دعوت شدم که امیدوارم بتونم یک کدومشو برم! بگذریم! می خواستم اولش یه غمنامه درست و حسابی بنویسم، ولی امشب شب یلداست، جای هیچ غم و غصه ای هم نیست! فقط می خوام بگم:

 یلدای همتون مبارک!!!

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 13:18  توسط آرتا | 
   

                                                            

      چند روز پیش یه سری از آهنگ های معروف قدیمی روی یه سی دی به دستم رسید ، از Eye of The Tiger که تو فیلم های راکی آهنگشو شنیده بودیم تا هتل کالیفرنیا ،اما این وسط برخوردم به یه آهنگ از لیونل ریچی به اسم HELLO که قبلا هم شنیده بودم ،اما مثل خیلی از آهنگهای دیگه به متن شعرش توجه نکرده بودم ،حالا متنشو گذاشتم اینجا ،فوق العادس .فقط بخونیدش.

Ive been alone with you
Inside my mind
And in my dreams Ive kissed your lips
A thousand times
I sometimes see you
Pass outside my door
!Hello

?Is it me youre looking for
I can see it in your eyes
I can see it in your smile
Youre all Ive ever wanted
And my arms are open wide
Because you know just what to say
And you know just what to do
And I want to tell you so much
I love you

I long to see the sunlight in your hair
And tell you time and time again
How much I care
Sometimes I feel my heart will overflow
!Hello

Ive just got to let you know
Because I wonder where you are
And I wonder what you do
?Are you somewhere feeling lonely
?Or is someone loving you
Tell me how to win your heart
For I havent got a clue
But let me start by saying I love you

!HELLO

?Is it me youre looking for
Becuase I wonder where you are
And I wonder what you do
?Are you somewhere feeling lonely
?Or is someone loving you
Tell me how to win your heart
For I havent got a clue
 . . . But let me start by saying I love you

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 13:13  توسط آرتا | 
   

 

      امروز که خسته و کوفته از دانشگاه برگشتم ،وقتی اومدم خونه پای کامپیوتر و آف هامو چک می کردم برخوردم به یک پیغام که یکی که اتفاقا از دوستهای تحصیلکرده منم هست گذاشته بود. معجزه ای از حضرت زینب نوشته بود که به خواب دختری آمده و از بیماری رهایش کرده بود . تا اینجای قضیه خیلی هم خوشایند و زیبا بود حتی اگر این قضیه واقعیت نداشت. و ضمنا نوشته بود که به اون دختر گفته شده بود که این قضیه را پخش کند، خب این هم مشکل خاصی نداشت اما از اینجا به بعد رو گوش کنین!

     نوشته بود یکی این قضیه رو باور نکرده و یه بلایی سرش اومده ، یکی دیگه باور کرده و ۴۵ میلیون تومن گیرش اومده اما چون پخشش نکرده یه بلای دیگه ای سرش اومده بود! این دوست مثلا تحصیلکرده  ما هم از ترسش این رو برای همه سند تو آل کرده بود. حالا یکی نیست بگه آخه کسی که به رحمت معصومین اعتقاد داره چطور می تونه قبول کنه که اونا باعث بدبختی و بیچارگی کسی بشن ، بعد وقتی داشتم با مادرم صحبت می کردم کلی خندید و بهم گفت که این قضیه از زمان خیلی قدیم وجود داشته منتها بجای اینکه اون موقع سند تو آل کنند! بایدمثلا روی کاغذ از روش ۲۰ بار می نوشتن و پخشش می کردن . بعد با خودم فکر کردم که ما ایرانی ها واقعا حقمونه که به هیچ جا نرسیم ،تنها چیزی که ما هیچ وقت یاد نمی گیریم درس گرفتن از تاریخه. ما اگر واقعا به اعتقاداتمون پایبند بودیم هیچ وقت به این حال و روز نمی افتادیم...

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 20:3  توسط آرتا | 

داره بارون میاد . . تمام روز هوا سرد بود،ولی لعنتی باید حتما شب می شد تا بباره ، نمی تونست ظهر بباره ، نمی تونست عصر بباره . باید شب می بارید. باید نصف شب می بارید ..

حتما باید نصف شب می بارید .

مگه شب عاشق شکن نیست؟! پس چرا عصر بباره ؟ باید شب بباره!

هیچ کس نمی خواد همیشه تنها گریه کنه . . حتی بارون . .

اشتباه نکن ، امشب حالم بد نیست .خسته هستم ، ولی خورد نیستم . حداقل خودم اینطور فکر می کنم . .

اما اگه بودم . . این بارون . . این پاییز . . این خیابونای خیس . .  


 

کی میدونه چند نفر الان دارن پا به پای بارون گریه می کنن؟! . .

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 0:57  توسط آرتا | 
 

 

این روز ها واقعا درگیرم، اصلا فرصتی برای نوشتن پیش نمیاد . اما به هر حال می خواستم پست بعدی راجع به غذا باشه. اما نمی دونستم راجع به چی بنویسم برای همین خواستم یه نظر سنجی معمولی کنم ، طرز تهیه هرکدوم از غذاهای زیر رو که بخواین رو می تونم بنویسم، اگر چیز دیگه ای هم به ذهنتون رسید بگین شاید بلد بودم! اما فعلا همین ها بسه،

- استیک مخصوص

- قیمه

-کتلت

-نکاتی راجع به کباب کوبیده

-غذاهای حاضری مثل ساندویچ های معمولی یااونایی که با ساندویچ میکر درست میشه. (برای کسایی که فکر می کنن آشپزی کار سختیه! )

-نودل(Noodle)

-خوراک دل و قلوه

-بیف استروگانف

-بیج بیج(نوعی غذا با گوشت چرخ کرده و سیب زمینی )

- و . . .

فعلا چیزدیگه ای یادم نمیاد!

منتظرم!

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 19:30  توسط آرتا |